حسن حسن زاده آملى
213
هزار و يك كلمه (فارسى)
إلهى خوشا آنان كه در جوانى شكسته شدند كه پيرى خود شكستگى است . إلهى حرفهايم اگر مشوّش است از ديوانه پراكنده خوش است . ببخشيد كه سبب تضييع اوقات شريف شما شدم . اگر غرض ايتمار امر سركار عالى نمىبود تا بدين حدّ يك طومار اطاله سخن روا نمىداشتم . ترقى و تعالى آن ذات محترم را از فياض على الاطلاق مسئلت دارم ، و با دلى آرميده مىگويم : خوش باش كه عاقبت به خير است تو را . قم - ارادتمند صميمى : حسن حسنزاده آملى . 16 صفر 1396 ه ق - 28 / 11 / 1354 ه ش . كلمهء 257 نامهايست كه به دل شكستهاى رحمة الله عليه نوشتهايم : باسم الله خير الأسماء يار مفروش به دنيا كه بسى سود نكرد * آنكه يوسف به زر ناسره بفروخته بود ندانم خواجه در چه حال و منوال است آيا به همان شيوهء پيشين و رسم ديرين خود شاد است و يا از خود سفرى كرد و خبرى يافت . جسارة عرض مىشود هنوز ملكزاده است يا عبد الله است ؟ دردمندان بسيار ديدم و از آنان نالههاى زار زار شنيدم كه آن نيكبختان از روزگار به غفلت گذشتهء خود مىسوختند ، و از التهاب جريان مىجوشيدند ، و از درد هجران مىخروشيدند ، و از سوز و گداز آه آتشين از كورهء دل برمىكشيدند . خواجه به انتظار كى نشسته و به اميد چه كسى دل بسته است ؟ روزگار كه بگذشت و ايام جوانى و كامرانى و باليدن به زخارف دنيوى و مقامات اعتبارى به سر آمد ، و اگر تقسيم هم بشود به آقا و بنده بيش از اين بلكه تا اين اندازه هم نمىرسد . آقا بايد آگاه باشد كه اگر آب در يك جا بماند بو مىگيرد مگر دريا شود و يا به